مرگ عبارت است از انتقال انسان از یک حالت به حالت دیگر؛ که در آن روح از جسم و بدن جدا می شود.و مفهوم جدا شدن روح از جسم این است که تصرفات روح از جسد قطع می شود. بدین صورت که جسد از فرمان برداری روح خارج می گردد چون اعضا برای روح به منزله آلاتی هستند که آنها را به کار می برد،مثلاَ روح ؛ به وسیله دست ، چیزی را می گیرد و با گوش می شنود و با چشم می بیند و حقیقت اشیا را با قلب درک می کند و نیز روح انسان به تنهایی بدونه کمک چیز دیگری حقیقت اشیا را درک می کند و به همین جهت است که هنگام عصبانیت شدید ، ناراحتی ، غم و اندوه ، احساس درد می کند و به هنگام شادی و در ناز نعمت بودن ، احساس خوشحالی می کند و اعضای انسان با این حالات هیچ گونه ارتباطی ندارند. البته تمام آن چیزهایی که صفت مخصوص روح هستند پس از جدا شدن روح از جسد نیز، روح را همراهی می کنند. و آن چیز هایی که به وسیله اعضا با روح ارتباط دارند با طاری شدن مرگ بر جسد تعطیل می شوند تا وقتی که روح دو مرتبه به جسد برگردند گرچه بعید نیست که روح در قبر به جسد برگردد و این نیز ، امکان دارد که روح از برگشتن به جسد تا روز قیامت تاخیر کند.

      مثال توقف جسد با طاری شدن مرگ بر آن مانند توقف بعضی از اعضا فلج شده یک شخص است که ، روح در بعضی از اعضا وی نفوذ دارد و در بعضی دیگر نفوذ ندارد بنابراین روح انسان در چنین حالتی برای بعضی از اعضا به کار رفته و برای بعضی دیگر به کار نمی رود ولی با طاری شدن مرگ روح از نفوذ و به کار گیری تمام اعضا خودداری می کند زیرا تمام اعضا برای روح به منزله آلاتی هستند که روح آنها را به کار می گیردبنابراین مرگ عبارت است :ازانتقال محض انسان ازیک حالت به حالت دیگر،ونتیجه این انتقال این است که انسان جسدش راازدست می دهد ولی روح برای اوباقی می ماند.پس مرگ عبارت است از دور شدن انسان از اموال ، خانواده ، خویشاوندان ، خدمتکاران ، دانستنیها ، املاک ، مشاغل و سایر حالات و تصرفات دنیوی و غیره....

      خلاصه مطلب اینکه مرگ عبارت است از حالتی که روح در آن از جسد جدا می شود و پس از جدا شدن آن از جسد ، جسد نیز از بین می رود و نابود می گردد ولی روح انسان از بین نمی رود چون خداوند آن را برای باقی ماندن آفریده است و احادیث حضرت پیامبر(ص) نیز دلالت بر بقای روح دارند؛ انجا که در ارتباط با در ناز و نعمت و یا در حالت عذاب بودن روح پس از جدا شدن آن ، از جسد اشاره فرموده اند. تا اینکه خداوند دوباره آن را به جسد برگرداندو اگر ارواح بمیرند و از بین بروند ، حتما توان استفاده از ناز و نعمت و یا چشیدن عذاب ، قطع خواهد شد.

      خداوند متعال در قران مجید در مورد شهدا می فرماید:

      (ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاَ بل احیاءّ عند ربهم یرزقون.فرحین بما آتاهم الله من فضله و یستبشرون باللذین لم یلحقوا بهم من خلفهم).«آل عمران:170-169

       و کسانی را که در راه خدا کشته می شوند ، مرده مشمار، بلکه و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده می شود و آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داه است ، و خوشحالند به خاطر کسانی که بعد از ۀنان مانده اند و بدیشان نپیوسته اند (که هنوز در راه خدا می رزمند و به فوزشهادت نائل نشده اند.)

        این دو آیه دلالت بر بقای روح بعد از جدا شدن از جسم ، دارند و اینکه روح از بین نمی رود چون خدا در این آیه فرموده است که روح به آسمان عروج دارد و خداوند ان را به گرفتن ، دریافت کردن و داخل شدن و... توصیف فرموده است .

        چنانچه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

 ( ولو تری اذا الظالمون فی غمرات الموت والملائکة باسطوا ایدیهم اخرجوا انفسکم ).الانعام :193

        اگر ستمکاران را ببینی ، در آن هنگام که در شدائد مرگ فرو رفته اند و فرشتگان دستهای خود را دراز کرده اند خویشتن را برهانید.

       همچنین به روح هنگام خروجش از جسد در سوره فجر آیه 30-27گفته می شود:

       ( یا ایّتها النفس المطمئنة ارجعی اِلی ربّک راضیة مرضیه فادخلی فی عبادی و اذخلی جنتی )

      ای انسان آسوده خاطر،به سوی پروردگارت بازگرد ، در حالی که تو خشنودی و خدا هم از تو خشنود است، به میان بندگان من در آی و به بهشتمن داخل شو!...

     حضرت پیامبر(ص) می فرماید : روح انسان صالح به آسمان صعود می کند و تمام فرشتگان بر آن نماز می گذارند و درهای آسمان برای وی گشوده می شوند و از آسمانی به آسمان دیگر صعود می کند و در قرآن نیز در ارتباط با ارواح قوم فرعون در سوره غافر آیه 46آمده است :

( آنگاه که آنان بوقت صبح و شام به آتش دوزخ عرضه می شوند ).

      و در مورد شهدا نیز قبلاً مطالبی از آیات قرآن گذشت که به ایشان نزد پروردگار روزی داده می شود و این آیه دلالت واضح و روشنی بر زنده بودن ارواح ، پس از مرگ دارد.

حضرت محمد(ص) زنده بودن شهدا را اینگونه توضیح می دهند:

        ارواح آنان ( شهدا ) در شکم پرنده ای سبز رنگ است که برای آن چراغ هایی است که آویزان به عرش الهی هستند و آن پرنده در هر جای بهشت که بخواهد تفریح می کند و سپس به طرف آن چراغ ها برمی گردد و خداوند اطلاعیه ای برای آنان پخش نموده ، می فرماید: آیا چیز دیگری می خواهید؟ آنان جواب می دهند ما چه می خواهیم در حالی که هر جای بهشت را بخواهیم و دوست داشته باشیم ، گردش می کنیم و خداوند تا سه مرتبه این سؤال را تکرار می کند و وقتی آنان می بینند ، که رها کرده نمی شوند از اینکه باید از خداوند چیزی طلب کنند ، می گویند : پروردگارا ! ما می خواهیم که ارواح ما به جسدهایمان باز گردد تا اینکه در راه تو جهاد کنیم و بار دیگر به شهادت برسیم .( صحیح مسلم ، کتاب الامارة ، حدیث 121)

 امام ابی داوود (رحمة الله علیه ) از حضرت ابن عباس (رض) روایت نموده ،که حضرت محمد (ص) فرمودند :

 وقتی که برادرانتان در جنگ احد به شهادت رسیدند خداوند ارواح آنان را در شکم پرندگان سبز رنگی قرار داد ، که بر نهرهای بهشت وارد می شوند و از میوه های آنجا می خورند و به نزد چراغ هایی از جنس طلا که به زیر عرش آویزان هستند ، جای می گیرند و وقتی که آنان این خوراکی ها و آشامیدنی ها و خواب خوش و راحت خودشان را دیدند ، گفتند : چه کسی خبر ما را به برادران ما می رساند که ما زنده هستیم و رزق می خوریم تا این که مبادا آنان نسبت به جهاد اظهار بی میلی و بی رغبتی کنند و از جهاد روی بگردانند پس خداوند فرمود :من خبر شما را به آنان می رسانم و حضرت پیامبر فرمودند : خداوند این آیه را نازل فرمود :(و کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده مشمار ، بلکهع آنان زنه اند و بدیشان نزد پروردگار روزی داده می شود.)

و از حضرت کعب ابن مالک روایت شده است که پیامبر فرموند : به درستی که روح مؤمن پرنده ای است که به درخت بهشت چسپیده است تا اینکه خداوند آن را دومرتبه به جسد برگرداند ، آن روزی که آن را زنده می کند و از این قبیل دلایل زیادی وجود دارد که ما در جاهای مختلف آنها را ذکر خواهیم کرد و تمام این دلایل بیانگر این مطلب هستند که روح انسان بعد از مرگ حرکت دارد و از جایی به جایی دیگر انتقال می یابد ؛ و نیز دلالت بر خوردن و آشامیدن روح ، پس از مرگ دارند و اینکه روح انسان پس از وفات از جسم و تن جدا می شود ولی از بین نمی رود.

                                 مرگ چگونه پدید می آید؟

در مطالب گذشته با معنای مرگ و جدا شدن روح از جسد آشنا شدیم .لی در اینجا با یک سؤال مواجه می شویم ، آن کیفیتی که روح از جسد جدا می شود، چیست ؟ و ای به عبارت ساه تر ، مرگ چگونه پدید می آید ؟

          این سؤال ما را نبی اکرم (ص) پاسخ می دهد و می فرماید :هنگامی که بنده مؤمن در حال ترک دنیا و روی کردن به آخرت است فرشتگانی به نزد وی از آسمان فرود می آیند ، چهره هایشان مانند خورشید درخشان است و از بهشت کفن و خوشبویی همراه دارند تا این که به حد فاصل دید وی می نشینند و پس از این فرشته مرگ ( عزرائیل ) می آید و به نزد سر وی می نشیند و می گوید : ای روح آسوده خاطر از جسد بیرون شو بسوی  رحمت خداوند و رضایت وی ، پس روح از جسد مانند قطره ای آب که از مشک می چکد ، جدا می شود.

امام حارث محاسبی (رحمة الله علیه ) در کتاب (الرعایة لحقوق الله ) روایت کرده است : خدتوند به حضرت ابراهیم (علیه السلام ) فرمود : یا خلیلی کیف وجدت الموت ؟ ای خلیل من مرگ را چگونه یافتی ؟ حضرت ابراهیم ( ع ) جواب داد : مرگ را مانند سیخ کبابی گرم شده یافتم ،که در پشم تر گذاشته شده و سپس کشیده شود ، خداوند فرمود :أما إنّا قد هوّنا علیک یا ابراهیم ! آیا غیر این است که ما مرگ را برای تو آسان کردیم .

              همچنین روایت شده ، زمانی که روح حضرت موسی (ع) بسوی خداوند پرواز کرد ، خداوند به او گفت : یا موسی کیف وجدّت الموت ؟ ای موسی مرگ را چگونه یافتی ؟ حضرت موسی جواب دادند : خودم را مانند گنجشکی یافتم که بر ماهی تابه ای داغ گذاشته شود ، نه بمیرد تا راحت شود و نه نجات یابد ، تا پرواز کند.

رسول اکرم ( ص ) فرمودند : روح مؤمن از وجودش مانند ریزش آب خارج می شود و روح کافر مانند نفس الاغ جاری می گردد و هرگاه شخص مؤمن خطا و گناهی انجام می دهد، مرگ بر او سخت می شود تا کفاره گناهان او گردد و هرگاه شخص کافر کار نیکی انجام ده به هنگام مرگ بر او آسان می شود تا سزای کار نیک خود را در همین دنیا ببیند. (اخرجه ابونعیم فی الحلیة :5/59)

                            آیا عقل انسان با مرگ از بین می رود ؟

همچنانکه از نصوص قرآنی و احادیث معلوم می گردد ؛ عقل انسان با مرگ تغییر نمی کند گرچه بدن و اعضا ی انسان تغییر می کنند و شخص مرده دارای عقل و ادراک می باشد و نسبت به لذات و آلام علم دارد و در عقلش هیچ نوع تغییری به وجود نمی آید و عقلی که مرده با آن ادراکمی کند این عضو یا آن عضو ، نیست بلکه عقلی که مرده با آن ادراک می کند عبارت است از یک شئ باطنی است که طول و عرض ندارد و چیزی است که در ذات خود قبول تقسیم و تجزیه نمی کند و مدرک است و اگر تمام اعضای انسان پراکنده شود و غیر از آن و به غیر از آن جزئی که قبول انقسام نمی کند ، باقی نماند قطعاً عقل انسان دارای عقل ، کاملاً سر جای خود باقی است ، و همچنین بعد از مرگ ؛ چون مرگ در آن جزء سرایت نمی کند و بر آن جزء عدم و نیستی طاری نمی گردد.

          دلیلش روایتی است که حضرت  عطاء بن یسار روایت نموده است : رسول اکرم (ص) خطاب به عمر خطّاب (رض) فرمودند : ای عمر چه حالی خواهی داشت ، آنگاه که بمیری و قومت تو را برده و برای تو قبری ، سه متر در یک متر و یک وجب اندازه کنند سپس نزد تو برگردند و ترا بشویند و کفن کنند و خوشبو زنند سپس تو را حمل کنند و در قبر بگذارند و بر تو خاک ریزند و دفنت کنند و وقتی که آنان از نزد تو بر گردند ، دو آزمایش کننده قبر ( منکر و نکیر ) به نزد تو آیند که صدای آنان مانند تندر بلند آواز و چشمانشان مانند برق شتابان باشد و موهایشان از بلندی به زمین اتصال دارند و با نیش هایشان قبر تو را بشکافند و تو را به زمین بخوابانند و تکان دهند در چنین موقعی ای عمر (رض) چه حالی خواهی داشت ؟

           حضرت عمر سؤال کردند : آیا در آن وقت عقل من همراه من است ؟ حضرت محمد (ص) فرمودند : آری ! حضرت عمر فرمودند : چون عقل من همراه من است پاسخ گوی آن ها خواهم بود.(رواه ابن الدنیا فی کتاب القبور ، وا لبیهقی فی الإعتقاد ، من وجه صحیح )

                                             علائم ملک الموت

بیدار و آگاه باش ! موی سفیدهشدار مرگ است !!!.

هیچ شکی در این نیست که مرگ ناگهان و بدونه مقدمه به سراغ انسان می آید ولی در بسیاری از اوقات قبل از مرگ آثار و علایم آن پدیدار می گردد، که دلالت بر نزدیکی مرگ دارند ، مانند : بیماری ، پیری و ضعیف شدن توانایی های جسمی و حواس ظاهری ، مانند : بینایی و شنوایی.

        ابن جوزی و قرطبی ( رحمة الله علیهما ) نوشته اند : که در خبر آمده است ، که پیامبری از ملک الموت سؤال کرد : آیا قبلاز خود قاصدی دارید تا مردم را از شما بترساند ؟

        ملک الموت جواب داد : آری ! به خدا قسم که من قاصدان و پیغام آوران زیادی  دارم که عبارتند از: بیماری ها ، پیری ، سفید شدن مو و غیره ....   اگر آن شخصی که مرگ به سراغش می آید ، با این علایم به خود نیاید و توبه نکند و توشه راه جمع آوری نکند ، به هنگام قبض روح ، صدایش خواهم زد : آیا قاصدان من یکی پس از دیگری به نزد تو نیامدند ؟ و بیم دهنده پس از بیم دهنده ؟ و من قاصدی هستم که پس از من قاصد دیگری نخواهد بود و من بیم دهنده ای هستم که پس از من بیم دهنده ای نخواهد بود.

          در تفسیر طبری منظور از (النذیر ) در آیه ذیل را ، پیری بیان کرده است .

( وقتی که آنان در دوزخ فریاد بر می آوردند : پروردگارا ! بیرونمان بیاور ، تا کارهای شایسته ای انجام دهیم ، که جدای از کارهایی باشد که قبلاً انجام داده بودیم ، بدیشان خواهیم گفت  : ) «آیا بدان اندازه به شما عمر ندادیم که در آن هرکس که بخواهد ، بیدار و هوشیار شود ، کافی و بسنده باشد ؟ و آیا بیم دهنده به پیش شما نیامد ؟ ...» « فاطر :37 » (القرطبی :التذکرة ص55 و ابن جوزی في کتاب روضة المشتاق.)

                        سکرات مرگ و سختی آن !

        با توجه به اهمیت لحظه مرگ و انتقال انسان از یک حالت به حالت دیگر ، قرآن کریم این مطلب را با عنایت خاصی بیان می فرماید ، و به صورت نمونه چهار آیه قرآن لحظه مرگ را اینگونه توصیف می کنند :

       1)خداوند در سوره واقعه آیه 83 می فرماید :چرا هنگامیکه جان به گلوگاه می رسد ( توانایی بازگرداندن آن را ندارید؟)

       2) سوره القیامة :26  :چنین نیست که گمان می برند ! وقتی که جان به گلوگاه برسد.

       3) سوره الأنعام :93  :اگر ستم کاران را ببینی ، در آن هنگام که در شدائد و سختی های مرگ فرو رفته اند و فرشتگان دست های خود را دراز کرده اند.

       4) سوره ق :19       : سکرات مرگ واقعیت و حقیقت را همراه می آورد.همچنین احادیث زیادی وجود دارد که لحظه های سکرات و سختی های مرگ را توضیح می دهد ، چنانچه رسول اکرم (ص) می فرماید :فشار ملک الموت از ضربه صد شمشیر سخت تر است و هر انسان مؤمنی که می میرد تمام رگ های بدنش به صورت جداگانه احساس درد می کنند.(رواه ابو نعیم عن عطاء بن یسار ، فی الحلیة :8/201)

       حضرت عایشه ( رضی الله عنها ) فرموده است : جلوی پیامبر (ص) ظرفی پر از آب بود و ایشان دست مبارکشان را داخل آب می کردند و به صورت مالیده ، می فرمودند :نیست معبودی جز خدای یگانه ، به درستی که مرگ سختی ها دارد و سپس دستانش را به زمین نصب کرد و مرتباً تکرار کرد : (الرفیق الأعلی ) یعنی من ملإ اعلی را می خواهم ، تا این که وفات یافت و دستانش سست شدند. (صحیح بخاری ، کتاب الرقاق ، باب سکرات الموت،42)

        بنگر ای مسلمان که سکرات مرگ بر رسول و حبیب خداوند چقدر سخت بود ! و تصور کن مه بر انسان عادی و معمولی چگونه خواهد بود؟

      سؤال: بسا اوقات این سؤال به ذهن انسان خطور می کند ، پیامبران که بندگان محبوب خداوند هستند، چرا این سختی ها و درد ها را به هنگام مرگ لمس می کنند با وجود این که خداوند قدرت دارد این مشکلات را از آنان دور نموده و این سختی ها را آسان نماید ؟

      جواب: بدونه شک پیامبران خداوند در دنیا سخت ترین مشکلات و آزمایشات را تحمل می کنند و بعد هر کسی که نزد خداوند محبوب باشد مطابق با درجه قرب و نزدیکی خودش باید این چیزها را تحمل کند و این مطلب در احادیث حضرت محمد (ص) تأیید می شود وخداوند می خواهد با ابتلا و آزمایش،بزرگی و کرامت آنان را کامل ، و درجاتشان را بلند کند و این ابتلا و آزمایش در حق پیامبران (علیهم السلام ) نقصان به حساب نمی آید بلکه کمال و بلند نمودن مقام و درجه آنان است و پیامبران خداوند به این ابتلا و آزمایش پروردگار راضی هستند پس خداوند می خواهد زندگی آنان را با همین سختی به پایان برساند و با وجود این امکان دارد که در حق آنان تخفیف ایجاد کند ولی خداوند می خواهد مقام آنان را بالا ببرد و قبل از مرگ اجر و مزد آنان را زیاد کند چنانچه خداوند حضرت ابراهیم (ع) را با آتش و حضرت موسی (ع) را با ترس و سفر به مدین و حضرت عیسی(ع) را با رفتن به صحرا و گرسنگی و پیامبر ما حضرت محمد (ص) را با گرسنگی و جنگ باکفار مورد آزمایش وابتلا قرار داده ، تا درجاتشان را بلند کند و این سوء تفاهم پیش نیاید ، که چرا خداوند بر آنان بیش از گناه کاران سخت گرفته است چون سختگیری خداوند بر گناه کاران ، سزای اعمال آنان است.و بین این دو گروه هیچ نوع مشابهتی وجود ندارد و بدونه شک سکرات ، دردها و سختی های مرگ برای تمام مخلوقات پیش می آید وبین مخلوقات جسمانی و روحانی ، آسمانی و زمینی فرقی وجود ندارد و باید تمام مخلوقات از جرعه ی این کاسه بچشند و از غصه آن اندکی لمس کنند و خداوند در رابطه با این مطلب می فرماید « کل نفس ذائقة الموت » هرکسی مزه مرگ را می چشد.

مژده و خوشخبری فرشتگان برای مؤمنین و وعده عذاب برای کافران

      فرشتگان خداوند به هنگام نزدیک شدن مرگ انسان فرود می آیند و مسلمانان را مژده و به کافران وعده انواع عذاب های گوناگون را می دهند. چنانچه خداوند در سوره فصلت آیه 30 می فرماید :

     « کسانی که می گویند : پروردگار ما تنها خدا است و سپس (بر این گفته خود که اقرار به وحدانیت است می ایستند و آن را با انجام قوانین شریعت عملاً نشان می دهند و بر این راستای خداپرستی تا زنده اند ) پا بر جا و ماندگار می مانند (به هنگام آخرین لحظات زندگی ) فرشتگان به پیششان می آیند (و بدانان مژده می دهند ) که نترسید و غمگین نباشید و شما را بشارت باد به بهشتی که توسط پیامبران به شما مؤمنان وعده داده می شود. »

      و وعده عذاب به کفار نیز ، در قرآن آمده است و خداوند در سوره الأنعام آیه 93 در این مورد می فرماید:

     « اگر (حال همه ستمکاران ، از جمله این ) ستمکاران را ببینی (و بدانی که چه وضع نا به هنجار و دور از گفتار دارند ) در آن هنگام در شدائد و سختی های مرگ فرو رفته اند و فرشتگان دست های خود را ( به سوی آنان دراز کرده اند و بر بنا گوششان تپانچه و بر پشتشان تازیانه می زنند و بدیشان می گویند: اگر می توانید از این عذاب الهی ) خویشتن را برهانید ؟ این زمان به سبب دروغ هایی که بر خدا می بستید و از ( پذیرش ) آیات او سرپیچی می کردید عذاب خوار کننده ای می بینید .»

      چنانچه نبی اکرم می فرماید :

      فرشتگان به نزد شخص در حال احتضار می آیند ، اگر انسان صالحی باشد ، می گویند : ای روح پاک به خوبی از جسد پاک بیرون شو ، و تو را به شادمانی و زندگی راحت و پروردگاری که خشمناک نیست ، بشارت می دهیم . پیامبر فرمودند : فرشتگان مرتباً این کلمات را تکرار می کنند تا اینکه روح خارج می شود و آن را با خود به آسمان می برند و اذن ورود می طلبند ، از آنان سؤال می شود که کیست ؟ جواب می دهند : فلانی است، پس نگهبانان درب آسمان می گویند : ای روح پاک که در بدن پاک بودی ، خوش آمدی ، داخل شو، ستوده شده و بشارتت باد به شادمانی و زندگی خوب و پروردگاری خوشنود ، فرمودند : این چنین گفته می شود تا این که به آسمانی که در آن خداوند است ، و اگر آن شخص انسان بدی باشد فرشتگان خداوند می گویند : ای روح پلید که در بدن پلید بودی ، بیرون شو ، ناستوده شده و تو را به آب گرم و بوی بد جهنم خبر می دهیم و فرشتگان خداوند مرتباً این کلمات را تکرار می کنند تا این که بیرون می شود و آن را به آسمان می برند و اذن ورود می طلبند ، گفته می شود : کیست ؟ فرشتگان جواب می دهند : فلانی است . گفته می شود : نامبارک باد روح پلید در جسم و تن پلید ، برگرد ناستوده شده ، و درب ها برای وی باز نمی شود. از آسمان به زمین فرستاده می شود و در قبر گذاشته می شود. (مسند احمد 2/364،ابن ماجه ،باب ذکر الموت والإستعداد له ، 462،468 )

                آیا مردگان زیارت زند گان را می دانند ؟

        از احادیث پیامر با صراحت کامل ثابت می گردد که اهل قبرستان نسبت به زیارت  زیارت کنندگان علم و شعور دارند و سلام آنان را می شنوند و جواب می دهند .

   پیامبر اکرم می فرماید :هرکسی که قبر برادرش را زیارت می کند ونزد قبرش می نشیند ، صاحب قبر با او انس می گیرد و سلام او را جواب می دهد تا وقتی که از نزد آن قبر حرکت می کند. (کتاب القبور ، لإبن ابی الدنیا ، مسئلة الروح ، ص14 )

       همچنین در صحیح مسلم از حضرت از حضرت انس بن مالک (رض) روایت شده است که حضرت محمد مقتولین بدر را تا سه روز ترک کردند و بعد از سه روز آمدند و بر کنار قبرهای آنان ایستاده و فرمودند :ای ابوجهل ، ای امیه بن خلف ، عتبة بن ربیعة ، شیبة بن ربیعة ، آیا وعده های پروردگارتان را حق و درست یافتید ؟ منکه وعده های پروردگارم را حق یافتم . حضرت عمر بن خطاب (رض) وقتی این فرموده های پیامبر (ص) را شنید ، گفت : ای رسول خدا (ص) اینان مرده اند ، چگونه می شنوند و چگونه جواب می دهند در حالی که اجسادشان از بین رفته است ؟!

پیامبر (ص) در جواب حضرت عمر فرموند : قسم به ذاتی که نفس محمد(ص) بدست و قدرت اوست شما از آنان شنواتر نیستید در رابطه با آنچه که من به آنان گفتم ولی آنان توان جواب دادن ندارند.

                          ملاقات ارواح اموات با یکدیگر

        نصوص قرآن و سنت دلالت بر این امر دارند که ارواح مردگان با یکدیگر ملاقات دارند و در باغ و بوستان های بهشت با همدیگر هستند ، مشروط بر این که آن ارواح ، ارواح پاکی باشند.

         چنانچه خداوند متعال در سوره الفجر آیه 30-2 می فرماید: ای انسان آسوده خاطر ( که در پرتو یاد خدا و پرستش الله ، آرامش به هم رسانده ای و هم اینک ، با کوله باری از اندوخته طاعات عبادات ، در این جا آرمیده ای ) به سوی پروردگارت باز گرد در حالی که تو ( از کرده خود در جهان و از نعمت آخرت یزدان ) خوشنودی ، و (خدا هم ) از تو خوشنود است به میان بندگانم در ای ( و همراه شایستگان و از زمره بایستگان شو ) و به بهشت من داخل شو (و خوش باش )

         همچنین خداوند در سوره النساء آیه 69می فرماید : کسی که از خدا و پیغمبر (با تسلیم در برابر فرمان آنان و رضا به حکم ایشان ) اطاعت کند او(در روز رستاخیز به بهشت رود و همراه و) همنشین کسانی خواهد بود که ( مقربان در گاهند و ) و خداوند بدیشان نعمت ( هدایت ) داده است ( و مشمول الطاف خود نموده است و بزگواری خویش را بر آنان تمام کرده است. آن مقربانی که او همدمشان خواهد بود عبارتند از : پیغمبران و راست روان (و راستگویانی که پیغمبران را تصدیق کردند و بر راه آنان رفتند ) و شهیدان ( یعنی آنان که خود را در راه خدا فدا کردند ) و شایستگان (یعنی سایر بندگان که درون و بیرونشان به زیور طاعت و عبادت آراسته شد) و آنان چه اندازه دوستان خوبی هستند.

                           ملاقات ارواح مردگان با زندگان

        دلایل عقلی و نقلی زیادی دلالت بر این امر دارند که ارواح مردگان و زندگان با یکدیگر ملاقات می کنند ، خداوند متعال در سوره الزمر آیه 42 می فرماید :

        خداوند ارواح را به هنگام مرگ انسانها و در وقت خواب انسان ها بر می گیرد ، ارواح کسانی را که فرمان مرگ آنان را صادر کرده است نگاه می دارد و ارواح دیگری را ( که هنوز صاحبانشان اجلشان فرا نرسیده ، به تن ) باز می گرداند تا سرآمد معینی (و وقت مشخصی که پایان عمر است) در این مسئله ( خواب و بیداری همسان مردن و زنده شدن است ) نشانه های روشنی ( از مبدأ و معاد و قدرت خدا و ضعف انسان ها ) برای اندیشمندان است.

           چیزهایی که به هنگام مرگ برای انسان ظاهر می گردد

      به هنگام مرگ برای انسان چیزهایی که در حالت زنده بودن ظاهر نبوده است ، کشف و ظاهر می گردد همچنان که برای شخص بیدار در حالت خواب ، چیزهای غیر معلوم ، معلوم می گردد . بنابراین گویا مردم خواب هستند و با مردن بیدار می شوند و اولین چیزی که کشف و ظاهر می گردد ، نیکی و بدی های انسان است. یعنی چیزهای نفع دهنده و ضرردهنده ؛ و در واقع این چیزها در کتابی که با قلبش پیچیده است، نوشته شده اند ولی مشاغل دنیوی ، انسان را از توجه به آن ها باز داشته است و زمانی که از مشاغل دنیوی فارغ گردد تمام اعمال و کرده هایش برای وی کشف و ظاهر می گردند . در آن وقت حسرت می خورد و ترجیح می دهد تا در قهر آتش غوطه ور گردد و از این حسرت نجات پیدا کند و در این هنگام به او گفته می شود : کافی است که خودت امروز حسابگر خویشتن باشی.

        و تمام این چیزها به هنگام قطع شدن روح انسان و قبل از دفن ، کشف و ظاهر می گردد و در وجود چنین انسانی شعله های آتش جدایی از دنیای فانی که به آن اطمینان داشته است ، پیدا می شود ، چون این انسان از دنیا بهره ای برای آخرت برداشت ننموده است. اگر انسانی توشه ای را برای به هدف رسیدن جست و جو نماید، هنگامی که به هدف برسد از این که بقیه توشه را رها کرده است ، غمگین نمی گردد چون منظور وی رسیدن به هدف بوده ، و به آن دست یافته است و او توشه را به خاطر خودش دوست نداشته است و این حال کسی است که از دنیا فقط به قدر کافی و ضررت اختیار نماید و آرزو داشته ، تا ضرورتش مرتفع گردد و از دنیا مستغنی شود و با مرگ در می یابد ، آنچه را که دوست داشته بدان رسیده است و از دنیا بی نیاز گشته است . این بود بعضی از درد هایی که به انسان ، قبل از دفن می رسد . چه بسا روحش هنگام دفن به بدن باز گردد تا انواع عذاب های دیگر را تحمل نماید، و بعضی از این عذاب ها را خداوند معاف می کند.

                   

                          والسلام علیکم و رحمةالله و برکات

                             منبع :

                 کتاب اتفاقات پس از مرگ ( حیاتنا بعد الموت )

           از دیدگاه قرآن و  احادیث  صحیح   « به روایت اهل سنت »

                 مؤلف : عبداللطیف  احمد  عاشور

                           مترجم : افضل ده مرد نژاد