اختلال تنفسي چيست؟

وقتي انسان درگير فعاليت‌هاي شديد مي‌شود، تنگي نفس امري طبيعي است، اما اگر تحت شرايط ديگر، تنگي نفس به وجود آيد ديگر طبيعي نيست. فهرست زير حالاتي را نشان مي‌دهد كه تنگي نفس در آنها طبيعي شمرده نمي‌شود. وجود يك يا چند مورد از موارد زير، مبين وجود بيماري اصلي خاصي هست.

آيا به تنگي نفس مبتلا هستيد؟

  اگر هر كدام از موارد زير در مورد شخص صدق كند، تنگي نفس شخص احتمالاً ناشي از بيماري خاصي است.

الف ) وقتي به انجام كارهاي بدني مختلف مي‌پردازد، بيشتر از همسالان خود دچار تنگي نفس مي‌شود.

ب ) انجام كارهايي كه چند ماه پيش براي شخص تنگي نفس ايجاد نمي‌كرد، اكنون وي را دچار تنگي نفس كرده است.

ج ) به طور ناگهاني مثلاً وقتي فعاليت شخص زياد شود دچار تنگي نفس بي دليل شود.

تنگي نفس نشانه‌ي بسياري از بيماري‌ها، مانند كم‌خوني، اختلالات هورموني و بيماري‌هاي قلبي است. نشانه‌ي اصلي اختلالات تنفسي احساس عدم توانايي در فرو بردن هواي كافي به ريه‌ها است ( احساس از نفس افتادن يا تگي نفس ) . پل سودوينو در كتابش توضيح مي‌دهد كه چگونه بر بيماري آسم خود غلبه كرد و خواننده‌ي اپرا و هنرپيشه معروفي شد. او احساس تنگي نفس را چنين توصيف مي‌كند :

« بلند شدن از صندلي، مانند اين است كه 50 يارد ( حدود 45 متر ) را با تمام سرعت دويده باشيد. نمي‌توانيد نفس خود را نگه داريد، سينه‌ي شما بالا و پايين مي‌رود، و سرفه‌ي خشكي مي‌كنيد ... تنگي نفس باعث مي‌شود زندگي ماهيت خود را براي شما و اطرافيان از دست بدهد. براي نزديكان دردناك است كه وانمود كنند همه چيز طبيعي است در حالي كه شما رو به روي آنان دچار تنگي نفس شده‌ايد. »

اين تنفس پر زحمت، كه به دُش دَمي معروف است، در واقع مجموعه‌اي است از احساسات مختلف كه هر بيمار آن را به نوعي بيان مي‌كند.همه‌ي بيماران ضمن توضيحاتشان به يك احساس مشترك اشاره مي‌كنند‌: وحشت فراوان از آنكه روزي آنقدر دچار تنگي نفس گردند كه خفه شوند. اين نگراني در ميان تمام بيماران وجود دارد. به همين سبب بيمار بايد مصمم باشد تا با كمك پزشكي دلسوز جرأت كند ناشناخته‌هاي ورزش را بپويد. وانگهي بايد به يادداشت كه حتي افراد سالم نيز هنگام ورزش سخت‌تر نفس مي‌كشند.

گرچه نمي‌توان ادعا كرد كه ورزش درمان تمام اختلالات تنفسي است، اما برخي از اين بيماري‌ها و درجاتي از تنگي نفس را مي‌توان به كمك برنامه‌اي هدفمند، و بخوبي طراحي شده، برطرف كرد.

اگر شخصي مبتلا به COPD ( التهاب آسمي مزمن نايژه )  باشد، بسيار دير به پزشك مراجعه نموده است، تحت درمان دارويي قرار گرفته است و در يك برنامه‌ي توانبخشي ريوي شركت كرده است. در اين زمان، احتمالاً در آنچه كه معروف به مارپيچ ناتواني است، به دام افتاده است. يعني در واكنش به بيماري در زندگي روشي پيش گرفته است كه به مهمترين نشانه‌ي بيماري (‌‌تنگي نفس ) دچار شده است. تا حد امكان از فعاليت بدني كاسته است و از ورزش گريزان بوده است. بدين ترتيب اثرات دراز مدت يك زندگي بي‌تحرك را ناديده گرفته است. متاسفانه، اين نحوه‌ي زندگي نه تنها موجب كاهش ناتواني نمي‌شود بلكه مطمئناً آن را تشديد مي‌كند.

پزشك يوناني، بقراط، در قرن پنج پيش از ميلاد، تشخيص داده بود كه در گذر زمان، اين روشي نابخردانه و خطرناك است. اوچنين نوشت « هر يك از قسمت‌هاي بدن كه عملي به عهده دارد. اگر به طور معمول به كار رود و در حد مالوف تحت فشار قرار گيرد، سالم و كامل مي‌شود، و ديرتر مستهلك مي‌گردد. اما اگر درست به كار گرفته نشود و عاطل گذاشته شود، در معرض بيماري و نقصان قرار مي‌گيرد، به سرعت مستهلك مي‌گردد.» ضرب المثل معروف انگليسي « به كارش بگير يا از دستش بده » از اينجا نشأت گرفته است.

اما پزشكان باستان اين را نيز مي‌دانستند كه بيماري‌هاي تنفسي، انجام ورزش‌هاي خاصي را مشكل مي‌سازند. در قرن دوم پس از ميلاد، واژه‌ي آسم در متون پزشكي ظاهر شد. آرتائوس اهل كاپادوكيه (‌آسياي صغير ) نوشته است «‌اگر در پي دويدن، انجام حركات ژيمناستيك، يا فعاليت ديگري تنفس مشكل گردد، اين حالت آسم ناميده مي‌شود».

امروزه، بيماران مبتلا به آسم گاه گير يا COPD با استفاده از درمان طبي مناسب و پيروي از اصول ايمني خاصي مي‌توانند ورزش كنند و از مزاياي حيات بخش آن بهره‌مند شوند. ورزش در كوتاه مدت باعث افزايش سطح آمادگي جسماني و انرژي مي‌شود و احساس تازه‌اي در فرد ايجاد مي‌كند. مزاياي دراز مدت آن عبارت‌اند از : كاهش خطر ابتلا به بيماري‌هاي مزمني همچون بيماري قلبي، ديابت، افزايش فشار خون، پوكي استخوان، و احتمالاً انواع خاصي از سرطان، و سكته.

ورزش عادت بهداشتي خوبي است. تمام پزشكان و بيشتر مردم عادي به اين معترفند و هيچ بحثي درباره‌ي گنجاندن ورزش در برنامه‌‌هاي توانبخشي ريوي وجود ندارد.

در اوايل دهه‌ي شصت ميلادي، پزشكان شروع به تجويز ورزش، مانند دارو، كردند. و در اين تجويز در پي دو هدف بودند: نخست، پيشگيري از بيماري، و ديگر، توانبخشي بيماران مبتلا به بيماري‌هاي مزمن خاص.

بيماري‌هاي ريوي در صدر بيماري‌هايي‌اند كه ورزش براي آنها درماني ارزشمند و مناسب قلمداد مي‌شود.

از نظر متخصصان، براي بيشتر بيماران تنفسي، ورزشِ عاقلانه به عنوان بخشي از برنامه‌ي توانبخشي ريوي، اهميت فراواني دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

# درجه بندي ظرفيت كارآيي  #

بيمار مبتلا به COPD  كه توانسته 20 تا 30 درصد توانايي ورزش خود را بهبود بخشد، مي‌تواند با شادابي بيشتر و ناتواني كمتر وظايف روزانه‌ي زندگي را انجام دهد. چنين فردي ظرفيت كارآيي بيشتري دارد، و بدين ترتيب از زندگي لذت بيشتري مي‌برد و عضو موثرتري در جامعه پركارتر خواهند بود.

ميزان تنگي تنفس در آغاز برنامه‌ي ورزشي بر بهبود احتمالي و منافع ناشي از ورزش تاثير مي‌گذارد. با استفاده از جدول صفحه‌ي بعد مي‌توان ميزان ناتواني شخص را پيش از شروع ورزش مستمر، درجه بندي كرد.

اگر شخص به گروه درجه‌ي 1 تعلق دارد، همانند افراد سالمي هست كه ورزش مي‌كنند. با تمرين ورزشي ميزان آمادگي جسماني شخص زياد مي‌شود و خطر مرگ زودرس ناشي از بيماري‌هاي مزمن ديگر، كاهش مي‌يابد .

افرادي كه در درجه‌ي 2 جاي دارند، علاوه بر بهره‌گيري از مزاياي فوق از طريق ورزش از تنگي نفس ناشي از فعاليت نيز رهايي مي‌يابند و ظرفيت كارآيي بهتري خواهند يافت.

افرادي با ناتواني درجه‌ي 3 به علت سختي ورزش كردن، كمتر از مزاياي فوق ( كاسته شدن از خطر مرگ زودرس يا ابتلا به بيماري‌هاي مزمن ) برخوردار مي‌شوند. دستيابي آنها به 50 تا 100 درجه سلامتي بستگي به خود بيماران دارد. با اين حال، بسته به پشتكار آنها در ورزش و فعاليت مستمر هفتگي از ميزان تنگي نفس آنها كاسته مي‌شود و همين خود يك مزيت بزرگ است.

متاسفانه، اختلال در بيماران COPD درجه‌ي 4 ، به قدري شديد است كه ممكن است قادر نباشند به قدر كافي ورزش كنند تا از خطرات دراز مدتش كاسته شود. تنها چيزي كه نصيب اينان خواهد شد، قدري كاهش تنگي نفس ناشي از فعاليت و تا حدي بهبود ظرفيت كارآيي است. حتي اين مقدار بهبود اندك نيز باعث بهبود كيفيت زندگي مي‌شود.

مقياس ناتواني تنگي نفس

ناتواني درجه 1 : فقط در فعاليت شديد، تنگي نفس رخ مي‌دهد.

(تقريباً  يا اصلاً وجود ندارد.)

ناتواني درجه 2 : هنگام سر بالايي رفتن يا به سرعت بر سطح صاف راه رفتن تنگي نفس    

عارض مي‌شود. ( خفيف ).

ناتواني درجه‌ 3 : كارآيي هنوز به اندازه‌ي كافي است ( به آرامي مي‌توان حدود 5/1  

كيلومتر  راه رفت، يا خريد روزانه را انجام داد و غيره). اما نمي‌توان پا به پاي افراد

همسن و هم بنيه‌ي خود روي سطح صاف، راه رفت. ( متوسط ).

ناتواني درجه 4 : حتي انجام خفيف‌ترين فعاليت بدني باعث تنگي نفس مي‌شود . بعد از

بالا رفتن از طبقه يا طي كردن يك كوچه بايد ايستاد و نفس تازه كرد. ( شديد )